خاطرات مدرسه
  • نماینده ۱۱ تیر ۱۳۹۶

    اون روز قرار بود برای کلاس یه نماینده انتخاب کنیم. به بچه ها گفتم میخوام مبصر انتخاب کنم، اما برام جالب بود که هیچکدوم از بچه ها معنی کلمه مبصر رو نمیدونستن. براشون توضیح دادم که زمان ما به نماینده کلاس مبصر می گفتن.
    چند نفر رو خود بچه ها کاندید کردن و بعد از بین اونا حسین با ۲۳رأی به عنوان نماینده کلاس انتخاب شد. مهدیه هم ۱۶ رأی آورده بود.
    چند باری از بچه ها شنیده بودم که حسین در ازای پاک کردن اسم بچه ها، اونها رو رأسا تنبیه میکنه؛ تا اینکه یه روز تصمیم گرفتم خودم حسین رو امتحان کنم. گفتم حسین مواظب کلاس باش، من میرم و برمی گردم. به بچه هام گفتم اسم هرکیو نوشت، باید ۲۰بار از روی درس سیزده بنویسن و از کلاس بیرون رفتم. خیلی سریع سالن رو دور زدم و خودمو به پشت پنجره رسوندم. مواظب بودم حسین یا بچه ها منو نبینن و خیلی یواشکی کلاس رو تحت نظر گرفتم. حسین اسم عارف رو نوشت و پشت سر هم کلی هم ضربدر بالای اسمش تلنبار کرد. و بعد عارف شروع کرد به آه و ناله و التماس به حسین که جون خودت اسممو پاک کن، وگرنه باید ۲۰ بار از روی درس بنویسم. حسین بهش گفت بیا ۵تا خط کش بزنم کف دستت و در ازاش اسمتو پاک می کنم. عارف هم خیلی زود قبول کرد. حسین یه خط کش از تو کیفش برداشت و محکم ضربه اول رو کف دست عارف فرود آورد و کل کلاس همراه عارف فریاد زدن اوووووووف. حسین ولی می خندید و پادشاهی می کرد و خلاصه کلی لذت می برد. دوباره گفت دستتو بگیر، عارف گفت تو رو خدا یواشتر و حسین هم سری تکون داد که یعنی باشه و گفت بگیر گفتم. خط کشو برد بالا که از پشت پنجره با صدای بلند داد زدم دست نگه دار حسین، خودمو به کلاس رسوندم و همون اول نماینده کلاس رو عوض کردم.
    اون روز یه درس بزرگ یاد گرفتم و اون اینکه دموکراسی شاید ظاهر فریبنده ای داشته باشه اما خودش هم می تونه منتهی به یک نوع دیکتاتوری بشه. ۲۳ رأی حسین بیشتر از ۱۶ رأی مهدیه بود اما کلاس به یه نماینده شریف تر نیاز داشت و من محمدمهدی رو بدون دموکراسی انتخاب کردم. محمدمهدی تا پایان سال نماینده موند و همه خوشحال بودن، هرچند هیچ تضمینی برای خوب موندن محمدمهدی هم وجود نداشت.
    بنظرم جامعه هم همین شکلیه؛ جامعه به چیزی بیشتر از دموکراسی یا قواعد این چنینی نیاز داره. ما بیشتر از هرچیزی به تقوای جمعی نیاز داریم…

    افزودن نظر جدید


  • کلاس درس من ۲۲ مهر ۱۳۹۵
    دلنوشته: کلاسی داریم با مختصات زیر:
    ۲۲ نفر به اضافه یک نفر به اضافه یک نفر دیگر و تو باید معلم همه شان باشی. مثلا نمی توانی به این دلیل که آن یک نفرِ دیگر یک جوری هست دوستش نداشته باشی و یا حداقل اینکه بین او با مثلا الناز یا محمدجان پسر باهوش افغانستانی فرق بگذاری.
    کلاسی داریم با مختصات چهارده به اضافه ۱۰ و این یعنی خب، پسرها باید قدرت بیشتری داشته باشند اما خیلی هم این شکلی نیست و تو باید راهی پیدا کنی برای اینکه قدرتت را با کاریزمایت و نه با آن خط کش آهنین مهدیه که حالا با خط کش برادرت جایگزین شده است بر آنها دیکته کنی. دیکته کنی؟ بچه هشت نه ساله چه میداند که دیکته کنی یعنی چه؟ میشود یک چیزی توی مایه های قالب کردن یا غالب شدن یا برتری جستن و تازه “جستن” هم میشود پیدا کردن. فهم اینها هرکدامشان برای یک بچه هشت نه ساله خیلی زمان میبرد و تو باید کلی تشریح کنی کلمات قلمبه ات را.
    کلاسی داریم با مختصات پنج به علاوه سیزده به اضافه ۶٫ کلاسی داریم با مختصات… آه خدای من… من باید این کلاس را با کدامین مختصات اداره کنم؟ چطور میتوانم توی مغز کوچک صبا راهی پیدا کنم و به او بفهمانم راه طی شده توسط آقای آزادی معلم پارسالشان اشتباه بوده است یا حداقل راه درستی نبوده است، سر راست ترین راه بوده است؟ چطور بگویم بچه را که کتک نمی زنند ولی به شیوه کنونی تعلیم و تربیت در ایران ما، بچه باید بی تنبیه خیلی آرام سر جایش بنشیند. و اگر درستش این است که سر جایش ننشیند و شلوغ کاری کند و آن شکلی درس یاد بگیرد اینجا توی محله چاه قائدی اینجا توی لامرد اینجا توی ایران هنوز رسمش نشده است. اینجا کلاس شلوغ نشانه بی عرضگی معلم است و من نمی خواهم خیلی بی عرضه نمایش داده شوم. این را باید بچه پیش از کلاس سوم یاد گرفته باشد. اصلا همه مشکلاتمان از همین جا شروع میشود. از همین جا که ابوالفضل و عارف و حسین غضنفری و آن امیر شهیدی و این سیدرضای بیش فعال کلاس مان بی تنبیه که هیچ، با تنبیه هم تنها ۵دقیقه آرام می نشیند. صبا که اصولا آرام نمی شود. او دو حالت دارد: یا دارد جیغ می کشد و یا نهایتا دارد جیغ نمی کشد. جیغ نمی کشد به این معنا نیست که ساکت نشسته است. جیغ نمی کشد یعنی یا دارد حرف می زند یا مدادتراشش را برداشته و در کنار تو ایستاده و دارد مدادش را می تراشد و باز دارد با تو حرف می زند. و تو باید در عرض چند هفته به او بفهمانی خانوم من می خواهم درسم را بدهم. خانوم من باید این کتاب لعنتی را تا پایان سال تمام کنم. خانوم من باید این کتاب ریاضی را به زور توی مخ تان کنم، تفریقی که دو سال است نتوانسته اند به خورده تان بدهند را باید دوباره به خورده تان بدهم. خانوم شما داری ۹ساله میشوی و این یعنی تو خانووم شده ای. و اگر تو خانووم شده ای یعنی نگاه کلاس من باید با وقار شما خانووم ها تنظیم شود.
    می دانی مشکلات از آنجا شروع می شوند که بچه ها باید توی خانه شان، سال اول و دوم شان یک سری چیزها را یاد می گرفته اند و نگرفته اند. اینها عموما جمع و تفریق و ضرب و تقسیم هم نیستند. اینها همان با اجازه صحبت کردن، به نوبت صحبت کردن، آرام نشستن، با کناری با پشت سری با پایینی با بالایی حرف نزدن. آه خدای من حرف نزدن… حرف نزدن… به معلم احترام گذاشتن، به همه احترام گذاشتن، حقوق دیگران را رعایت کردن، همه را دوست داشتن و از این جور مصائب است و من برای فارغ آمدن بر این مسائل نه به چند هفته که به چندین ماه زمان نیاز دارم. اما خب من کارهای دیگری هم دارم. من باید کتاب هایم را تمام کنم. من باید املا بگویم، انشا درس بدهم و از همه مهم تر ریاضی درس بدهم. نگاه من به ریاضی حالا خیلی عوض شده است. ریاضی برای بچه ها خیلی سخت تر از ریاضی برای آدم بزرگ هاست، حتی اگر مال بچه ها جمع و تفریق باشد و انتگرال و اینها بماند برای ما…
    می خواهم اول جایگاه خانوم های کلاس را یادشان بدهم. یادشان بدهم راههای دیگری جز تنبیه کردن یا شرطی کردن هم وجود دارد. تا دیگر مائده برای تنبیه شدن داوطلب نشود و نیاید کنار من بایستد و بگوید آقا ما بدون تنبیه ساکت نمی شویم و باید ما را به سبک آقای آزادی با چَک ساکتمان کنی. باید مائده بفهمد تنبیه او، هم برای من و هم برای خودش اتفاق خوبی نیست. آنها از همین حالا، از ابتدای ۹ ساله شدنشان، ابتدای خانووم شدنشان باید یاد بگیرند قرار است جامعه تربیت کنند. قرار است دخترکانی مثل خودشان، پسرانی مثل همین ها که کنارشان نشسته اند تربیت کنند و البته خوب تربیت کنند. پس آنها باید پسرهای کلاس من را هم تربیت کنند…
    دلنوشته های یک سرباز معلم
    (6) نظر


  • مسابقه دو و میدانی ۲۶ دی ۱۳۹۳
    دلنوشته: اون روز یه مسابقه دو و میدانی بین همه مدارس برگزار میشد. مناسبتش رو دقیق یادم نیست، شاید روز جهانی صلیب سرخ بود، چون استارت مسابقه جلوی اداره هلال احمر کنار فرمانداری بود. زنگ استراحت بود و زنگ بعد کلاس آقای نگین تاجی و درس جغرافیا.
    آقای نگین تاجی برای اولین بار بهمون تکلیف خونه داده بودن و ما بچه های کلاس که هیچ کدوممون دقیقا نمی دونستیم ایشون چی از ما خواسته بودن. تا اونجایی که یادمه یه نمودار بود که باید یه چیزهایی روش مشخص می کردیم. فقط احمد نصفه و نیمه یه کارایی کرده بود و اون هم به کمک کتابهای سال یا سالهای گذشته بچه های از بن دندان مسلح انسانی میرحسنی و قرار بود بقیه از رو دستش کپی کنن. ولی بعضیا از جمله من حوصله همینم نداشتیم.
    گرچه از شکل برگزاری چنین مسابقاتی خوشمون نمی اومد، ولی ما بچه های ورزشکاری بودیم. از کلاس ما هیچ کدوم  ثبت نام نکرده بودیم. محمد(ارشدی) رییس شورای دانش آموزی مدرسه و البته بهترین دوست من بود. محمد مسئول نام نویسی از دانش آموزا بود و تو اون لحظات آخر، حسابی دور و برش شلوغ شده بود. به محتشم(موسوی) پیشنهاد دادم برای خلاص شدن از کپی مشق جغرافیا و فرار از منفی احتمالی، تو مسابقه شرکت کنیم و این پیشنهاد خیلی سریع با موافقت محتشم و علی(راهنما) همراه شد. محمد هم خارج از نوبت اسممون رو به لیست اضافه کرد و ما به سمت خط شروع مسابقه حرکت کردیم.
    برخلاف انگیزه متفاوت ما، خیلی ها اومده بودن واقعا اول بشن، لباس ورزشی پوشیده بودن و آماده شروع مسابقه بودن، و ما که با لباس و حتی کفش کاملا رسمی بودیم.
    همه به صف شدیم و فرمان شروع مسابقه صادر شد. من و علی و محتشم کنار هم بودیم، هنوز شاید صد متر از راه رو طی نکرده بودیم که متوجه شدیم نمی تونیم با این وضعیت رقابت کنیم و مسابقه رو ادامه بدیم. هماهنگ کردیم و از دور مسابقه خارج شدیم. شاید دلیل اصلی این اتفاق برمی گشت به انگیزمون برای شرکت تو مسابقه.
    محتشم تشنش شده بود و من پیشنهاد دادم بین مسیر بریم خونه ما و آب بخوریم. خونه ما شهرک هجرته، یعنی بین مسیر هلال احمر و سالن شهید نعیمی که خط پایان مسابقه بود.
    وقتی رسیدم خونه، به مامان سفارش آماده کردن یه شربت خیلی فوری دادم و بعد از آماده شدن با بچه ها شربتمون رو خوردیم و به سمت مدرسه حرکت کردیم. نیم ساعتی هم تو حیاط مدرسه منتظر موندیم تا کلاس آقای نگین تاجی تموم بشه. بعد از کلاس بچه ها اومدن و گفتن آقای نگین تاجی بیچاره نیم ساعت پشت پنجره منتظر ما بوده که برامون دست تکون بده. آقای نگین تاجی نمی دونست ما چقدر بدجنسیم و برای ما خط پایان مسابقه، درِ خونه ی ما و جایزمون یه نوشیدنی خنک بوده.
    یادش بخیر. آقای نگین تاجی سخت گیر بود، تند تند سوال می گفت، چون خط و خطوط کتاب رو هم از حفظ بود و چشم بسته آدرس پاسخ سوالات رو میداد و ما علامت می زدیم. هر دو هفته یه بار امتحان می گرفت و خیلی با نظم بود. اما نکته ای که کلاس رو هم برای ما و هم برای ایشون جذاب میکرد این بود که آقای نگین تاجی جو کلاس ما رو دوست داشت. شوخ طبع بودنش و تحمل کردن ما، کلاس ایشون رو به یکی از بهترین و دوست داشتنی ترین لحظه های مدرسه ما تبدیل کرده بود، حتی اگه یک بار به شکل نامحترمانه ای حامد بی نظم رو تنبیه و از کلاس اخراج کرده باشه.
    “این خاطره مربوط میشه به سال سوم دبیرستان”
    افزودن نظر جدید


سخنرانی جبرائیلی در کنفرانس «بیشکک»

در دوران گذار به نظم جدید اقتصاد جهانی هستیم/
کمتر از یک دهه آینده دلار ارز رایج جهانی نخواهد بود
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در بیشکک، دیروز (۲۷ اردیبهشت ماه) نمایندگی خبرگزاری فارس در قرقیزستان با مشارکت دانشگاه دولتی «آرابایف» کنفرانس علمی- عملی با موضوع «مناسبات و همکاری‌ها در جهان متغیر» را بین جمهوری اسلامی ایران، جمهوری قرقیزستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی برگزار ‌کرد.
در این کنفرانس که با هدف بررسی و مباحثه سازنده استراتژی‌ها و مکانیسم‌های همکاری‌های جمهوری قرقیرستان، جمهوری اسلامی ایران و کشورهای آسیای مرکزی و طرح توصیه‌های دقیق در جهت حل مشکلات در این حوزه برگزار شد، «سید یاسر جبرائیلی» معاون پژوهش و آموزش خبرگزاری فارس به تشریح تحول در نظم اقتصاد بین الملل و مقتضیات آن برای اعضای سازمان همکاری های شانگهای پرداخت.

ثبات هژمونیک با محوریت آمریکا به مرحله زوال رسیده و جهان در حال گذار به یک نظم جدید است
وی در سخنرانی خود اینگونه عنوان کرد که نظم اقتصاد جهانی به سرعت در حال تغییر است و تحول در آن، توزیع قدرت در نظام بین‌الملل را نیز متحول خواهد ساخت. کسانی چون «امانوئل» والراشتاین» بر این باورند که از سال ۱۹۷۰،‌ نظم برخاسته از جنگ جهانی دوم به رهبری آمریکا دچار بحران شده و حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آخرین نشانه‌های زوال هژمونی آمریکاست. اما وقایع متعدد سیاسی، اقتصادی و نظامی که پس از سال ۲۰۰۱ تا به امروز رخ داده‌اند، به ما می‌گویند نظم موجود از مقطع بحران خارج به مرحله زوال وارد شده و هم اکنون در دوره گذار به یک نظم جدید هستیم.
جبرائیلی افزود: آمریکا به عنوان قدرت هژمونیک که رابطه متقابل با نظم موجود دارد، امروز فاقد بنیه اقتصادی،‌ سیاسی و نظامی لازم برای تحمیل امیال، قواعد و هنجارهای دلخواه خود در مسائل و حوزه‌های راهبردی بین‌المللی است و علت اصلی وضع امروز آن که ثبات هژمونیک ناشی از قدرت آن را در مرحله زوال قرار داده، عمدتا به کاهش قدرت اقتصادی آن باز می‌گردد.
وی ادامه داد: اینکه دلایل این کاهش قدرت اقتصادی چیست، نیاز به بررسی جداگانه دارد، اما خانم «آرایانا هافینگتون» در کتاب آمریکای جهان سومی، تصویر دقیقی از وضع اقتصادی آمریکای امروز ارائه می‌دهد: که عبارتند از زیرساخت‌های فرسوده و ناکارآمد، انجام نشدن سرمایه‌گذاری‌های لازم برای نوسازی و به روز شدن، اضمحلال طبقه متوسط به عنوان نیرویی که باعث قدرت گرفتن آمریکا شده بود، فساد سیاسی و اقتصادی سازمان یافته، ناکارآمدی نظام آموزشی و…. از جمله ویژگی‌های آمریکای قرن ۲۱ هستند.
 
کمتر از یک دهه آینده، دلار ارز رایج جهانی نخواهد بود
جبرائیلی در ادامه سخنرانی افزود: آمریکا بالغ بر ۱۹ هزار میلیارد دلار بدهی دارد که ۳۵ درصد از آن، بدهی به سایر کشورهاست. این بدهی زمانی معنی خواهد یافت که دلار جایگاه خود را به عنوان ارز رایج بین‌المللی از دست بدهد که در این صورت، ایالات متحده که از مزیت بین‌المللی دلار برای واردات ارزان بهره‌مند بود، قادر به این نوع واردات نخواهد بود و وارد یک بحران تورمی خواهد شد.
به گفته وی، مطالعه روندهای مالی جهانی نشان می‌دهد در کمتر از یک دهه آینده، دلار دیگر ارز رایج و غالب جهانی نخواهد بود.
جبرائیلی در ادامه با اشاره به انعقاد ده‌ها پیمان پولی دوجانبه طی دهه اخیر گفت: این قراردادها حکایت از این دارد که کشورها نمی‌خواهند از ارز ثالث در مبادلات تجاری خود استفاده کنند. طی ماه‌های گذشته، ما شاهد واردات انبوه طلا از سوی کشورهای آسیایی به ویژه چین هستیم و طلبکاران آمریکا در حال عرضه اوراق قرضه آمریکا با قیمت پائین (Debt Dumping) هستند و در یک رویداد بی‌سابقه، صرفا طی سال ۲۰۱۵، فقط ۲۲۵ میلیارد دلار از اوراق قرضه آمریکا را زیر قیمت در بازارهای مالی عرضه کرده‌اند تا خود را از شر این «دارایی بد» خلاص کنند.
به عقیده این تحلیلگر مسائل بین‌الملل، تأثیر نهادهای بین‌المللی در زمینه تزریق رضایتمندانه هنجارها و قواعد هژمونی آمریکا به جوامع پیرامونی به منظور تداوم هژمونی واشنگتن از بین رفته است.
معاون پژوهش و آموزش خبرگزاری فارس، نهادهای بین‌المللی چون بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و سازمان تجارت جهانی(WTO) که وظیفه تزریق رضایتمندانه هنجارها و قواعد هژمونی آمریکا به جوامع پیرامونی به منظور تداوم هژمونی واشنگتن داشتند را‌ امروز تقریبا بی‌اثر دانست و افزود: اگر زمانی ادعا می‌شد که کشورها یا باید عضو WTO شوند و یا از تجارت جهانی محروم بمانند دیگر اینطور نیست.
جبرائیلی اضافه کرد: ناکارآمدی WTO حتی کشورهای عضو را به سمت ترتیبات تجاری دوجانبه، چند جانبه و منطقه‌ای سوق داده است که با هنجارها و شرایط ملی و منطقه‌ای سازگاری بیشتری دارند و عملیاتی‌ترند. بانک سرمایه‌گذاری زیربنایی آسیا (Asian Infrastructure Investment Bank) نیز یک نهاد جایگزین برای IMF است که به دلیل مقاومت آمریکا برای حفظ حق وتوی خود در IMF ایجاد شد.
وی افزود: این بانک در روند وام‌دهی خود،‌ هنجارهای صندوق بین‌المللی پول را نیز تحمیل نمی‌کند و با اقبال قابل‌توجهی مواجه شده است. اینها همه نشانه‌هایی هستند که به ما می‌گویند دولت‌ها خود را برای ورود به نظم جدید اقتصادی آماده می‌کنند.
 
آمریکای فعلی در عرصه سیاسی و نظامی بین‌المللی از قدرت تعیین‌کنندگی برخوردار نیست
جبرائیلی در ادامه سخنان خود به ناتوانی در هدف اعلام شده آمریکا در سرنگونی نظام سیاسی ایران و تسلط مجدد بر منابع این کشور، ناکامی در جلوگیری از الحاق کریمه به روسیه، ناتوانی در سرنگونی دولت قانونی بشار اسد در سوریه اشاره نمود و تصریح کرد: شکل‌گیری جنبش‌های قدرتمند تجزیه‌طلبی در ایالت‌های تگزاس، ورمونت، آلاسکا و هاوایی، نشان از این دارد که حتی اتحاد ایالات در آمریکای شمالی نیز در معرض فروپاشی است و قطب‌های جدید قدرت نقش پیشرو آمریکا را به عنوان هژمون تأیید نمی‌کنند.
وی خاطرنشان کرد: اجماع وسیع سیاسی در حمایت از اهداف و سیاست واشنگتن وجود ندارد. آمریکا هم اکنون قادر به پاسخ‌گویی به منافع متحدین خود نیست و به انگیزه‌های آنان نمی‌تواند توجه کند و می‌توان این بخش را با سخنان اخیر هنری کیسینجر به پایان برد که گفت: «در دوران جنگ سرد، به اندازه‌ای ظرفیت آمریکا در زمینه مواد [و منابع موجود و در اختیار] بالا بود که تخصیص منابع  به اقدامی خاص، یک وظفیه مهم قلمداد می‌شد اما جهان تغییر کرده و راه‌حل‌های گذشته دیگر کاربردی ندارد. با گذشت چندین دهه، ما در وضعیتی قرار گرفتیم که فهمیدیم با شناسایی مشکل نمی‌توانیم به سادگی به آنچه می‌خواهیم، دست پیدا کنیم».
ادغام حاکمیت‌های ملی و کاهش اختیارات حاکمیتی کشورها، موجب شکست و ناکارآمدی ائتلاف است
معاون پژوهش و آموزش خبرگزاری فارس گفت: اما نظم جدید چه مشخصاتی دارد؟ آیا به عنوان مثال، یک ثبات هژمونیک بر مبنای قدرت و هنجارهای چینی شکل خواهد گرفت و ما شاهد یک نظم تک‌قطبی دیگر خواهیم بود؟‌ واقعیت‌های جهان به ما می‌گویند پاسخ این سوال منفی است. ما بازیگران قدرتمند زیادی خواهیم داشت و حتی می‌توان آنها را رتبه‌بندی کرد. اما این بازیگران به تنهایی قادر به تأثیرگذاری در روندهای راهبردی نخواهند بود.
جبرائیلی اظهار داشت: توزیع قدرت  و تجویز هنجارها در نظام بین‌الملل بر مبنای ترجبحات ائتلاف‌ها و اتحادهایی از کشورها خواهد بود. اگر این مفروض را بپذیریم، پرسش مهم دیگر این است که این اتحادها چگونه باید باشند؟‌ تجربه شکست خورده اتحادیه اروپا به ما می‌گوید ادغام حاکمیت‌های ملی در واحدهای بزرگ‌تر و کاهش اختیارات حاکمیتی کشورها، موجب شکست و ناکارآمدی ائتلاف می‌شود. بحران اقتصادی اخیر اروپا به ویژه مسئله یونان، نشان داد نمی‌توان برای کشورهایی که قدرت‌های اقتصادی متفاوتی دارند و سیاست‌های اقتصادی متنوعی دنبال می‌کنند یک ارز واحد تعریف کرد.
وی ادامه داد: نتیجه چنین وضعی، تحمیل هزینه اتحاد به کشورهایی است که قدرت اقتصادی بالایی دارند و امروز، آلمان و فرانسه متحمل این هزینه هستند. تمایل انگلستان به خروج از اتحادیه علیرغم داشتن استقلال از یورو نیز نشان می‌دهد کشورها میل ندارند اتحادها و ائتلاف‌های اقتصادی، به سطح اتحاد سیاسی ارتقاء یافته و امیال سیاسی مستقل آنها را قربانی کند.
جبرائیلی بر این باور است که سازمان همکاری‌های شانگهای، می‌تواند یک الگوی موفق تأمین منافع کشورها در نظم جدید باشد. چرا که رویکرد حفظ استقلال همه‌جانبه اعضا در عین ارتقای منافع مشترک را دنبال می‌کند.
این تحللیگر سیاسی عنوان کرد: می‌توان به اعلامیه پایان نشست سران اعضای شانگهای در سال ۲۰۰۲ در سن‌پترزبورگ اشاره کرد که به خوبی این مسئله را تبیین می‌کند: ‌«صادرکنندگان اعلامیه می‌خواهند روحیه شانگهای را نشان دهند. این روحیه به معنی احترام متقابل تمدن‌های گوناگون به یکدیگر و رفاه مشترک است».
این کارشناس مسائل بین‌المللی گفت: پیروی از اصول منشور ملل متحد، احترام به استقلال، حاکمیت و یکپارچگی سرزمینی یکدیگر، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، عدم به کار بردن زور و حتی تهدید نکردن برای استفاده از زور، بهره‌گیری از از مزایای برابری و منافع مشترک، حل همه مسائل از طریق مشورت و… با اصول و اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همخوانی دارد.
وی بیان داشت: با توجه به اعلامیه سن‌پترزبورگ که بر پذیرش اعضای جدیدی که این اصول و اهداف را بپذیرند، تأکید شده است، ‌پیوستن ایران به شانگهای، هم برای ایران و هم برای این سازمان،‌ منافع متعددی خواهد داشت.
جبرائیلی تصریح کرد: من از تعبیر آقای «دیمتری مزنتسف» دبیر کل سازمان همکاری شانگهای استفاده می‌کنم که «اگر ایران به سازمان همکاری شانگهای بپیوندد، این مسأله کمک زیادی به قدرت سازمان، گسترش همکاری‌های چندجانبه و تقویت نفوذ سازمان در مسائل مهم بین‌المللی خواهد کرد» و اضافه می‌کنم که عضویت ایران، در منازعه بر سر حفظ نظم کنونی و شکل‌دهی یک نظم جدید و مطلوب، موازنه را به نفع سازمان شانگهای تقویت خواهد کرد. ایران هم‌اکنون با همه اعضای سازمان از جمله قرقیزستان روابط اقتصادی رو به رشدی دارد و مهم‌تر اینکه روابط سیاسی دوستانه‌ای با اعضا دارد.
معاون پژوهش و آموزش خبرگزاری فارس افزود: طبق برآورد شورای اطلاعات ملی آمریکا،‌ ایران و روسیه در سال ۲۰۲۵ به سبب داشتن ذخایر عظیم، پادشاهان انرژی جهان خواهند بود. ایران هم‌اکنون علاوه بر منابع عظیم انرژی، در حوزه‌های مختلف علمی و فناوری در رده‌های برتر جهانی قرار دارد.

درباره من

محسن شمسی هستم از شهرستان لامرد
22 مرداد 1369 تولدمه
کارشناس علوم اجتماعی (پژوهشگری اجتماعی)
دانشگاه پیام نور مرکز لامرد
امیدوارم کنار شما دوستای خوبم که همیشه احساس خوبی نسبت بهتون داشتم روزای خوبی رو رقم بزنم.

تمام دلنوشته هام رو با عشق تقدیم میکنم به تنها کسی که اون رو شایسته ی دوست داشتن و عشق ورزیدن میدونم، به کسی که دیگه نیست، اما تا همیشه هست.
ببخش اگه کلماتم قادر به وصف بزرگی TO نیست...